شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید

 پیرمردی جوان یکه و تنها همراه با خانواده اش

در سکوت گوشخراش شب

 قدم زنان ایستاده بود...........


 

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت موضوع | لینک ثابت