شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید
پیرمردی جوان یکه و تنها همراه با خانواده اش
در سکوت گوشخراش شب
قدم زنان ایستاده بود...........![]()
نوشته شده توسط بنفشه در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من اناری را میکنم دانه...
به دل می گویم...
خوب بود این مردم
دانه های دلشان پیدا بود....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
romeo+joliet