برف كوهستان گرما داشت

 

 خون ما ، در رگ هامان مي جوشيد

 

زندگي معنا داشت...

 

دامون ام!

 

جنگلي كوچك من

 

دست ما ، با دست مردم گل مي داد.

 

دست ما ، بي دست مردم ويران مي شد...

 

قلب ما از رنج مردم غمگين مي شد.

 

عشق ما ، با مردم معني داشت

 

صف به صف سر نيزه ،

 

صف به صف دشمن

 

ا ما با عمو هاي تو ما يك فدايي بوديم

 

تا كه ايران تو ازاد شود.

 

بهترين هديه ما جان ،

 

بهترين هديه براي تو دامون !

 

                                       ازادي...

 

 

 

 

 

توضيح: (( اخرين سروده ي خسرو گلسرخي خطاب به فرزندش دامون ، كه در دي ماه 1352 در سلول شماره ي يك زندان اوين قلم خورده است ))


 

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت موضوع | لینک ثابت